سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
داستانهای امید (قاصدک)
حکمت، گلشن خردمندان و بستان فاضلان است . [امام علی علیه السلام]
 
   1   2   3   4   5   >>   >

فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

دوشنبه 4 اردیبهشت 91 , ساعت 11:39 صبح

روایت اهل سنت در باره نحوه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)


   طبری مورخ بزرگ و مورد اعتماد اهل سنت در تاریخ خود می نویسد :


" عمر بن خطاب به سوی منزل علی { علیه السلام } آمد در حالیکه طلحه و زبیر و عده ای از مهاجرین در خانه بودند پس عمر گفت :


" به خدا قسم بر سرتان آتش می ریزم مگر اینکه برای بیعت خارج شوید پس زبیر در حالی که شمشیرش را برهنه کرده بود از خانه به سوی او دوید که پایش لغزید و شمشیر از دستش افتاد . پس بر او حمله برده و شمشیر را از او گرفتند . " ((1


ابن ابی شیبه استاد بخاری از بزرگترین علمای اهل سنت ( متوفای سال 235 ه . ق) در کتاب ( المصنف ) چنین آورده است :


" زید ابن اسلم از پدرش اسلم غلام عمر نقل می کند :


وقتی مردم با ابوبکر بیعت کردند علی ( علیه السلام ) و زبیر به نزد فاطمه { سلام الله علیها } دختر پیامبر رفت و آمد می کردند و با آن حضرت درباره کار خویش ( بیعت نکردن باابوبکر  ) گفتگو می نمودند .


چون این خبر به گوش عمر بن خطاب رسید از خانه خارج شد و بر فاطمه { سلام الله علیها } وارد گردید و گفت :


" ای دختر رسول خدا ! به خدا قسم کسی نزد ما از پدرت محبوبتر و بعد او کسی از تو نزد ما محبوبتر نیست . ولی به خدا قسم این مانع از من نمی شود که اگر اینها نزد تو جمع شوند دستور دهم که خانه تو را بر سر آنها بسوزانند " ((2


                           



می آید تا خانه بانوی دو عالم را بسوزاند !!


 


  ادامه مطلب


فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

شنبه 15 بهمن 90 , ساعت 8:7 عصر

فاتح مدال طلا


در بهار 1995 در مدرسه ی راهنمایی سخنرانی می کردم. پس از پایان برنامه، مدیر از من خواست به ملاقات یکی از دانش آموزان بروم. او به خاطر بیماری در خانه مانده بود، اما مشتاق بود مرا ببیند و مدیر می دانست که این دیدار برای آن دانش آموز اهمیت بسیاری دارد. من هم پذیرفتم.


در راه خانه ی ماتیو، اطلاعاتی درباره ی او به دست آوردم. او ضعف عظلانی شدیدی داشت. وقتی به دنیا آمده بود، پزشکان به پدر و مادرش گفته بودند که بیش از پنج سال زنده نمی ماند. بعد گفتند ده سال بیشتر زنده نمی ماند.


اما اکنون او سیزده سال داشت. او مبارزی واقعی بود. می خواست مرا ببیند، چون من فاتح مدال طلا در وزنه برداری بودم و می دانستم برای رسیدن به اهداف زندگی چگونه باید موانع را از سر راه بردارم.


بیش از یک ساعت با ماتیو حرف زدم. حتی یک بار هم اعتراض نکرد و نگفت: «چرا من؟»


 


فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

یکشنبه 4 دی 90 , ساعت 6:46 عصر

فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر


در مهد کودک های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.



فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

یکشنبه 4 دی 90 , ساعت 6:31 عصر

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد.
یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود.
زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد.
از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود،زندانیان به مرگ طبیعی می مردند.


 


فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

یکشنبه 27 آذر 90 , ساعت 8:50 عصر

 دختر جوان در دام دوستان برادر بی‌غیرت
میلاد مقداری پول و موادمخدر از دوستان لاابالی خود گرفت و در حالی که به چشمانم خیره شده بود گفت: آماده شو باید همراه دوستانم به خانه آن ها بروی و کارهای شان را انجام بدهی. او وقتی با مخالفتم رو به رو شد به طور وحشیانه ای کتکم زد و دوستان شیطان صفت او با توسل به زور و تهدید مرا سوار خودرو خود کردند و به خانه ای که نمی دانم کدام نقطه مشهد بود بردند و زندانی ام کردند. من سه روز در آن لانه شیطانی زندانی شدم و…
 


فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

شنبه 19 آذر 90 , ساعت 12:53 عصر

یه پسر بچه کلاس اولی به معلمش میگه :


خانوم معلم من باید برم کلاس سوم


معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟


اونم میگه :


ادامه مطلب


فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

جمعه 27 آبان 90 , ساعت 6:21 عصر
اسکندر مقدونی، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود.
در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید.
با نزدیک شدن مرگ، اسکندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است.
او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:

من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد.
اما سه خواسته دارم ، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.
فرماندهان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند.

اسکندر گفت:



ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.

سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.

مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند.
اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت.
فرمانده ی مورد علاقه اسکندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت و گفت :
پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟
در پاسخ به این پرسش، اسکندر نفس عمیقی کشید و گفت:
من می خواهم دنیا را آکاه سازم از سه درسی که یاد گرفته ام.

می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد.آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند.بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.

دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.

و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد،

می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم ...



فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

یکشنبه 22 آبان 90 , ساعت 9:34 صبح

چند روزی به آمدن عید مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا” رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد ما بدون هیچ تاخیری آمد سرکلاس و شروع کرد به درس دادن.
استاد خشک و مقرراتی ما خود مزیدی شده بر دشواری “صدرا”.

بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخره سالی دیگه بسه!
استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را می گذاشت روی میز، خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.
***


ادامه مطلب...


فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

پنج شنبه 19 آبان 90 , ساعت 11:40 صبح

اولین ساعت درس کلاس تشریح و کالبد شکافی‌ دانشکده پزشکی‌ یزد استاد به دانشجویان سال اول میگوید:

به شما تبریک میگویم که در کنکور قبول شده و الان رسما دانشجوی پزشکی‌ هستید. ولی‌ برای فارغ التحصیل شدن و پزشک شدن هم باید
"دقت عمل"
داشته باشید و هم "رقت عمل".



فروش اینترنتی و عمده کارت شارژ ایرانسل , هراه اول و تالیا امید شارژ

آموزش طریقه خرید از سایت بصورت تصویری کلیک نمائید

 

برای خرید کارت شارژ بر روی عکس زیر کلیک نمائید

دوشنبه 9 آبان 90 , ساعت 8:36 صبح

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن
کلاغه سفارش چایی میده، چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!


 


ادامه مطلب...


   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

 

مترجم سایت